جووکهای شبانه
🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵🌵پنجره رو باز گذاشتم زنبوره بره بیرون یه زنبور دیگه اومد تو. الان دوتایی نشستن دارن نگاه میکنن فکر کنم منتظرن من برم بیرون.😂😂😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
بچههه تو بی آرتی گریه میکرد میگفت کیک میخوام
مامانش گفت کیک نداریم الان.
منم از کیفم یه کیک درآوردم جلوش خوردم تا بیشتر گریه کنه😌😂😂😄😄😄😄😄😄😄😄😄
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
تو اتوبوس یه پیرمرده گفت جَوون بلند میشی من بشینم؟ کمرم درد میکنه، گفتم شما هم وقتی جَوون بودی صندلیتو میدادی بقیه بشینن؟ گفت بله بله البته، گفتم واسه همینه ک کمرتون درد میکنه من اشتباه شمارو تکرار نمیکنم😂😂
😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
اسم نامزدم که عسل بود رو روی بازوم خالکوبی کردم
وقتی کات کردیم نشد هیچکارش کنم رفتم جلوش نوشتم طبیعی 😂😂
😝😝😝😒😝😝
🍁 🌱🍁🌱🍁شب دوستان بارونی 🍁🌱🍁🌱🍁🌱
+ نوشته شده در شنبه یکم آذر ۱۳۹۹ ساعت 21:44 توسط مریم طبرستانی مفرد
|