یه راننده تاکسی یه آخوندو تو خیابون سوار میکنه،

 بعد بهش میگه:

حاج آقا هفته پیش یکی از اماما سوار تاکسی من شده بود، همین که پیاده شد غیب شد!

آخونده کفشو در میاره یه دل سیر راننده کتک میزنه،

راننده میگه: خب چرا میزنی؟

آخونده میگه: بی شعور اون من بودم روی چاله پیادم کردی... 😂😁😃😂

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
يه جايي جشن بوده،

 حیف نون همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه:

 ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟

 حیف نون ميگه: من از خونواده عروسم.


 يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!😂😂😂

🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

خسیسه یه پوسته موز میبینه میشینه کنار موزه.


 میگن: چرا اینجا نشستی؟ 

میگه: آخه میخوام فکر کنند من این موزو خوردم😂😂😂
 

🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

 حیف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: 


اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم😂😂😂